حسابداري,گزارش كارآموزي,پروژه مالي,پايان نامه

چکیده

هدف از این مقاله، آشکار کردن قوانین جدید مدیریت همزمان روی هر دو سطح(شخصی و سازمانی) در زمینه محیط جدید و محرک است.این اهداف شامل تحلیل رفتارهای شخصی و سازمنی و ظرفیت توسعه آن ها از طریق فرایند تصمیم گیری است. راه و روشی که مردم باید زندگی خو را از لحاظ هزینه، نیازمندی ها و زمان مدیریت کنند بسیار مهم است. بنابراین در زمینه اقتصاد جدید باید بر طبق کشش توسعه تصمیم گرقته شود.نقطه شروع توسعه در آموزش و پرورش، یک فضایی به همراه ظرفیت مدل سازی مردم و آماده سازی آنها برای رقابت زندگی است.

۱- مقدمه

در اقتصاد جدید، فعالیت های اقتصادی بر اساس خرج ای متداول توسعه، کار، سرمایه و طبیعت ادامه می یابد؛ اما عوامل تولید جدید مانند توانایی کارآفرینی، پیشرفت های فنی، نوآوری و تکنولوژی مهمتر و نتایج آن بیشتر قابل رویت می شود.یک جامعه، همزمان شامل پویایی زیادی است که تمام مراحل را به سرعت تغییر نمی دهد که باید مدیذیت شود. این یک مفهوم جدید جهانی، ملی و محلی در افراد و سازمان ها است که با تهدیدات جدید از محیط زمان با فرصت جدید برای توسعه خود مواجه می شود. نه همه افراد و همه ی سازمان ها مفهوم و سرعت تغییرات و موفق بودن و موفقیت کم و موفق نبودن آن ها را در رسیدن به هدفشان درک کردند.بنابراین فرایند تصمیم گیری جدید در آموزش و پرورش با در نظر گرفتن جنبه های زیر سازماندهی سود:

a- درک مفاهیم جدید

b- شناخت ویژگی های توسعه نوین برای افراد و دانشگاه ها.

c- ایجاد یک برنامه ریزی برای فرایند تصمیم گیری

۲- مفاهیم جدید

مفاهیم جدید که در قوانین مردم و سازمان ها بسیار پیچیده است، مجموعه ای پویا و متغیر از عواملی است که محیط را از لحاظ اقتصادی و تکنولوژی غیر قابل پیش بینی کرده است که به حساب تغییرات در حوزه قانون گذاری، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی به طول می انجامد.

بنابراین برخی از ویژگی های قابل مشاهده از محیط شامل موارد زیر است:

– ناکارآمدی مکانیسم بازار که به بحران مالی جهانی منجر می شود.

– نابرابری بسیاری از مداخالت دولتی و سیاست های اجتماعی که افزایش تفاوت میان افراد در روند توزیع درآمد را بوجود می آورد.

– نیاز به همکاری در هر دو سطح دو جانبه و چندگانه از قبیل شبکه برای سازمان ها و نیز برای افراد.

– تفاوت زیاد بین سبک زندگی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه یا در حال گذر نسبت به اقتصاد بازار کشورها.

– رشد جامعه کمتر اجتماعی شده در جهت تابع قراردادن همه ی فعالیت ها بر حسب فن آوری جدید اطلاعات و ارتباطات.

– تغییر رابطه بین آماده سازی و یا برنامه ریزی و یا برنانه ریزی یک فرایند و اجرای آن در جهت کوتاه کردن.

– تب صدور گواهی نامه برای بسیاری از سازمان ها در همه نواحی با فعال، مخصوصا بر طبق کیفیت استاندارد.

– اشتیاق فرد در به دست آوردن یکی نیست؛جز سیاست مدارهای مختلف.

– گرمایش جهانی که به عنوان نتیجه ی فعالیت انسان و ایجاد حوادث عمیق طبیعی است.

– تفاوت زیاد بین ظرفیت اداری ادارات مختلف دولتی و حکومتی که آگاهی های مختلفی را از دولت در اقتصاد بوجود می آورد.

شرح مفهوم همزمان می تواند بیشتر ادامه پیدا کند. مفهوم دانشگاه مبنی بر محرک های بیرونی و درونی است. مفاهیم بیرونی شامل همه ی حالات و رفتارهای موسسه ی آموزش عالی است:منابع انسانی , امکانات , ورودی های تکنولوژیکی و غیره. مفاهیم خارجی دانشگاه شامل محرک های زیادی از محیط زیست است که بطور مستقیم یا غیر مستقیم موسسه ی عالی را تحت تاثیر قرار می دهد.بنابراین محیط معاصر که درگیری بسیار پیچیده و پویایی دارد, همچنین دانشگاه ها به عنوان واحدهایی که به دنبال سرمایه گذاری سرمایه های فکری به منظور به دست آوردن یک سود رقابتی و ارزش گذاری هستند.

شاخص های متعدد برای دانشجویان عضو , تعدادی از استادان و وضعیت حمایت از اقتصاد و فارغ التحصیلان که رابطه ی بین سرمایه های عمومی و خصوصی و غیره , مورد توجه قرار داده شده اند.

همه ی اینها ضرورت مدیریت علمی استراتژیک تر و کارامدتر را ثابت می کند.

۳-توسعه های جدید

افراد و سازمان ها با چالش های جدیدی روبه رو هستند به طوری که هدف اصلی بری تغییر توسعه های جدید درک سنتی از موفقیت و رفاه است.

در رابطه با توسعه های جدید یک مفهوم جدید از “کشش توسعه ” می تواند به عنوان حساسیت تنوع توسعه به تغییرات عامل نفوذ معرفی شود.

نهادها                                                   اهداف سنتی                                                تغییرات کنونی  

افراد                                          به حداکثر رسیدن رضایت نیازمندی

سازمان ها                                    حداکثر سود                                                      توسعه های جدید

ادارات عمومی                                به حداکثر رساندن رضایت شهروندان                   – پایداری

دولت                                          استراتژی ها و سیاست های کارامد                      – برای بودن نه برای داشتن

دانشگاه ها                                    آموزش و پرورش

سطوح توسعه می تواند به چندی روش بیان شود. مثلا برای سازمان شاخص ها این چنین است :سطح و ارزش تولید , درآمد , سود , تعداد شعبات , تعداد مشتری ها وغیره .

یک سازمان پیشرفته به دنبال موقعیت قابل تحمل در بازار است , بدین معنی که یک دوره طولانی را برای نزدیک شدن به نیازمندی ها و امکاناتشان در رابطه با هزینه، مشتری و رقابت می گذرانند. در سطح فردی، پیشرفت در مفهوم جدید به طور متفاوت سنجیده می شود. چن دارایی های ساده از جنس کالا و اموال کاملا افراد را راضی نمی کند. این به این علت است که تفاوت زیاد بین داشتن و بودن باعث شده مردم در روش کار کردن، ارزش و نگرششان تجدید نظر کنند. بنابراین برخی تلاش ها برای سنجیدن پبشرفت انسان در ملاحظه جوانب ملی در نظر گرفته می شود مثل: امید، زندگی استاندارد، سطح آموزش و پرورش؛ به عنوان مثال شاخص توسعه انسانی که هر ساله توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد برآورد می شود و در مجله رابطه دوستانه توسعه انسانی منتشر می گردد.بیش از آن، پیشرفت انسانی، اگرچه به عنوان فرایند تغییرات مطرح شده، که این تغییرات شامل: فیزیکی، متغیرهای روانی و توسعه جدید برای افراد دیگر یک توسعه اقتصادی بیان شده توسط دارایی کشور نیست، فقط یک توسعه کلی است که به عنوان شاخص داخلی به آن توجه می شود. از سویی دیگر، جنس کالاها و دارایی هایی از این قبیل برای ادامه پیدا کردن تکاملشان به واسطه فرایند های علمی و تکنولوژیکی باز هم به این مفاهیم نیازمندند. توسعه فردی واقعی سطحی از استفاده کردن، داشتن و دارا بودن است که کالاهای اقتصادی در ابعاد ویژه ای از توسعه شرح داده می شوند که همان بعد شخصی داخلی(درونی) است. بنابراین ما می توانیم بیان کنیم که چرا مردم کمتر ثروتمند ممکن است شادتر و راضی تر از افراد ثروتمندی باشند که فقط روی داشتن متمرکز شدند بدون اینکه خودشان را درک کنند.

عوامل توسعه می تواند در رابطه با قابلیت کشش هر دو پیشرفت سازمانی و فردی مطرح شود.

اجتماعی در طی تکامل شخص است ، نمی تواند توانایی سازش فعال و خلاق در محیط را بسنجد.

                                  توسعه سازمانی                -استراتژی های پیش فعال

عوامل کشش                                                    -ریسک کردن

                                                                   – نوآوری

                              توسعه فردی                       -رفتار خلاق و فعال

                                                                   -تفکر مثبت

                                                                   -انگیزه و مهارت های رهبری

همه ی این عوامل می توانند در رفتارهای کارآفرینی برای سازمان ها و افراد جمع شوند. رابطه بین کشش توسعه و رفتارهای سازمانی و فردی را می توان به هم مربوط ساخت.

در مفهوم جدید تغییرات اقتصادی و تکنولوژیکی ، افراد و سازمان ها تحت شرایط خاص محیطی زندگی و کار می کنند. افراد کسانی که تغییری مثل این را قبول می کنند ، قبل از وقوع هر اتفاقی به طور نرمال کار می کنند ، اما کسانی که خود را با محیط به سرعت درحال تغییر وفق می دهند ، مواظب از دست دادن فرصت هستند در همان زمان سازمان توسط مدیران انعطاف پذیر و سازش پذیر اداره می شود که نوآورانه و به طور مداوم در حال رشد در بازار هستند؛ برعکس سازمان هایی که توسط افراد سخت و غیرقابل انعطاف مدیریت می شوند فقط به بقا در بهترین شرایط تمایل دارند. بنابراین رابطه ی بین پیشرفت فنی و توسعه ی فردی و سازمانی بیشتر و بیشتر برلی خود افراد و جامعه در حال مهم شدن است.

۴-فرایند جدید تصمیم گیری

فرایند تصمیم گیری در زندگی واقعی از مراحل خاصی پیروی می کند، مانند: شناسایی مشکلات، تعریف اهداف، جمع آوری اطلاعات، انتخاب و تجزیه و تحلیل اطلاعات لازم، شناسایی گزینه های جایگزین، عملیات انتخاب بهترین گزینه و اجرا کردن تصمیم.

در این زمینه از توسعه های جدید، فرایند تصمیم گیری باید در سیستم کلاسیک تصمیم کامل شود که به پرسش هایی شبیه این پاسخ می دهد:

– مقدار انعطاف پذیری یک سازمان در آمادگی پذیرش بمنظور به پایان رساندن برخی از قراردادها  یا همکاریشان و توانایی در پایدار شدن چقدر است؟

-چقدر فرد حاضر است از توانمندی برای شاد ماندن دست بردارد؟

-نقطه ی تعامل برای یک سازمان بین سرمایه و جهت یابی کاری کدام است؟

-نقطه ی تعامل برای یک فرد بین زمان کار و اوقات فراغت کدام است؟

نتیجه گیری

ما در محیط دائما در حال تغییر زندگی می کنیم. محدودیت های اقتصادی و تغییرات تکنولوژیکی بیشتر و بیشتر بر فرایند تصمیم گیری تأثیر می گذارد. هر دو تای سازمان و فرد، مدیریت تحول در اقتصاد جدید پیچیدگی و مشکلات فزاینده ای که باید با آن مواجه شد را نشان می دهد.

در چارچوب جدید، مجموعه جدید قوانین مدیریت مثل قوانین کلاسیک بهره وری، نظم و انضباط، تقسیم کار، قدرت و مسئولیت و غیره مهم است.اصول جدید مدیریت برای سازمان پایدار شامل:

  • اصل اجرای بهترین استراتژی، که شامل توانایی های توجه کردن به راهنمایی مشتری، چشم انداز سکب و کار منافع دولت است.
  • اصل توسعه ظرفیت کارکنان، که به معنی توانایی های ارتباطی، کارگروهی، مربی گری، مذاکره، سازماندهی و برقراری ارتباط است.
  • اصل بهره وری شخصی که شامل دانش شخصی، ابتکار، انگیزه، یادگیری، خودکنترلی، مدیریت زمان، خوش بینی، خلاقیت، صداقت، تعارض و مدیریت احساسی است.

اصول جدید مدیریت برای برای فرد شاد شامل:

  • اصل تعادل که توجه به توانایی متعادل کردن زمان مشغول به کار بودن با زمان زحمت کشیدن است، به طوری که او وابستگی کار کردن بیش از برخی محدودیت ها را حذف می کند.
  • اصل از خود گذشتگی برای یک فعالیت، بدان معناست که میزان بهره وری در فعالیت خاص باید بیشتر از مدت زمان انجام آن کار به شمار آید، به عبارت دیگر، “کمتر + فداکاری” از “بیشتر + نبود فداکاری” بهتر است.
  • اصل انعطاف پذیری به منظور درک تفاوت های بین مردم و رفتارها، سیستم انگیزه، روش های کار کردن، مهارتها و شایستگی هایشان.
  • توسعه باید متغیری را که مردم با آن مواجه شده اند را در نظر گیرد.

توسعه پایدار به معنی توسعه در سطح فردی و اجتماعی نیست، که در اقتصاد جدید ظرفیت انطباق با محیط بسیار در حال تغییر را به وجود خواهد آورد. تغییر توانایی افراد و سازمان مربوط به نوع کشش توسعه است:

  • توانایی تغییر کشش توسعه در سطح بالا.
  • توانایی تغییر توسعه غیر قابل انعطاف در سطح کم.
  • توانایی تغییر واحد توسعه پایدار

توسعه فردی پایدار برای تغییرات فقط توسط افراد توانمند می تواند موفق شود. آن ها رقابت برای توسعه را به عنوان چیزی که نمی توان از آن اجتناب کرد پذیرفتند. بیشتر مردم می توانند در بهره گیری از فرصت ها موفق شوند که این پیشرفت عالی تر است. به عبارتی دیگر مردم بدنبال توسعه پایدار، باید به عنوان رهبر رفتار کنند و آن ها بطور مداوم پیشرفت خواهند کرد، که آن ها افرادی هستند:

ü      با انگیزه، که می تواند در دیگران انگیزه ایجاد کند.

ü     درگیر فرایند یادگیری، که یک راه زندگی می شود نه یک مرحله موقتی.

ü     مشتاق، آماده برای توجه به شروع جدید قرار دادن هر پایانی.

توسعه پایدار سازمانی برای تغییرات فقط توسط سازمانی با توانایی بالا که با مدیران نشان داده می شود موفق می شود؛ سازمان هایی مثل:

v    قادر به مدیریت منابع بطور مؤثر و کارآمد است.

v    اجرای فعالیت هایی برای مدیریت افراد، به این معنی که سازمان به پتانسیل کامل افرادش پی می برد.

v    اجرای سیاست ها و استراتژی هایی برای برنامه ها و فعالیت ها.

برای نتیجه گیری، چارچوب جدید فرصت هایی را برای سازمان ها به منظور پیشرفت به سمت پایداری و برای افراد به سمت خرسندی ایجاد می کند.

دیدن و استفاده از فرصت های محیطی، ماهیتی از کشش توسعه است. کشش توسعه ی در سطح بالا اینست که بهتر است فرصت ها به عمل تبدیل شوند.


اگرمطالب سایت برایتان مفید بود لطفا با کلیک بر رو مثبت 1 در سمت چپ سایت به ما امتیاز دهید

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهی بگذارید


*****تبلیغات*****

ما را دنبال كنيد
خوراک سایت

  • آرشیو ماهانه

  • لینک دوستان

  • محبوب ترين نوشته ها

  • برچسبها