حسابداري,گزارش كارآموزي,پروژه مالي,پايان نامه

مقدمه:

قبل از بحث هزینه یابی استاندارد لازم است توضیحاتی را در رابطه با هزینه یابی یا به عبارتی نحوه محاسبه بهای تمام شده یک واحد محصول توضیحاتی بدهم.

چگونگی محاسبه بهای تمام شده=> مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سربار ساخت = بهای تمام شده

مواد مستقیم:عبارت است از موادی که مستقیما در ساخت یا تولید محصول نقش دارد و دارای ۳ ویژگی به شرح زیر است:

۱-دارای ارزش اقتصادی بالاتری نسبت به سایر مواد است.

۲-به محصول یا محصولات مشخصی قابل ردیابی است.

۳-معمولا بعد از تولید در محصول نهائی قابل روئیت است.

دستمزد مستقیم:عبارت است از میزان بهای نیروی انسانی که مستقیما در تغییر شکل دادن مواد خام به محصول نقش دارد.

سربار ساخت:هر هزینه ساختی غیر از مواد مستقیم و دستمزد مستقیم.

در هزینه یابی به دو موضوع مهم باید توجه شود:۱-سیستمهای هزینه یابی ۲-روشهای هزینه یابی.

سیستمهای هزینه یابی:

۱-سیستم هزینه یابی واقعی ۲-سیستم هزینه یابی نرمال ۳- سیستم هزینه یابی استاندارد.

روشهای هزینه یابی:

۱-روش هزینه یابی سفارش کار ۲-روش هزینه یابی مرحله ای ۳-روش هزینه یابی محصولات مشترک و فرعی ۴-روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ۵ -روش هزینه یابی بر مبنای هدف.

تعریف هزینه های استاندارد  
اصطلاح هزینه استاندادر متشکل از دو جزء هزینه و استاندارد است استاندارد عبارت است از میزان و معیار میباشد در آنچه که عادی تشخیص داده شود عمدتا می تواند به عنوان استاندارد پزیرفته شد
برای مثال برای مطالعه ۱۰ صفحه از یک کتاب معین صرف زمانی معادل ۱۰دقیقه لازم و معمول است که این ۱۰ دقیقه استاندارد خواهد بود برای قضاوت در مورد ۱۰ صفحه از یک کتاب می باشد در صنایع استاندارد های لازم برای ساخت یک میز مونتاژ یک رادیو تصفیه نفت خام با ساخت بر مقیاس های دقیق کیفی و کمی تعیین شده و روش های مهندسی مربوطه مبتنی می باشد استاندارد باید به عنوان شاخص ودر قالب اقلام مشخصی از قبیل کیلو گرم برای مواد , ساعت کار مستقیم برای کار وساعت کارکرد برای ماشین آلات مورد توجه قرار گیرد تغییرات در استاندارد ها تنها زمانی ضروری است که روشهای تولید تغییر کند یا تولید محصول جدید جایگزین محصول قدیم شده محاسبات مربوط به هزینه های استاندارد بر اساس استاندارد های عینی صورت میگیرد هزینه مالی استاندارد هزینه های از پیش تعیین شده ای هستند که به تولید یک واحد یا تعداد محصول طی یک دوره مشخص در آینده مربوط می شود به عبارت دیگر هزینه استاندارد هزینه های برنامه ریزی شده مربوط به محصول یا محصولاتی در شرایت عملیات جاری و یا پیش بینی شده هستند هزینه مواد و دستمزد مستقیم معمولا در شرایط عادی و جاری که تغییرات قیمت و نرخها نیز در آنها در نظر گرفته می شده مبتنی بوده و با توجه به سطح مطلوب کارائی تعدیل میگردد
 
استاندارد های اساسی و جاری:
 
غالبا دو نوع استاندارد مورد بحث قرار میگیرند استاندارد اساسی و جاری
۱ استاندارد اساسی :
مقیاسی که عملکرد واقعی و مورد انتظار با آن مقایسه می گردد استاندارد اساسی در واقع شاخصی است که نتایج حاصله با آنم اندازه گیری می شود استاندارد های جاری به سه شکل زیر می باشد
۱ استاندارد واقعی مورد انتظار:
        برای سطحی از فعالیت ها و هزینه های مورد انتظار سال آتی تعیین می شد به نظر می رسد که این استاندارد تا حد معقولی به براورد نتایج واقعی مورد انتظار نزدیک می باشد
۲ استاندارد های عادی:
        برای سطح عادی فعالیت تعیین می شود استاندارد عادی بیانگر نرخی متوسط جهت یک نواختی جذب هزینه های سربار ثابت کارخانه طی یک دوره معیین می باشد
۳ استاندارد ایده آل:
برای سطحی از فعالیتهای که سطح ایده آل یا حد اکثر کارائی است تعیین می شده است استاندارد های مذبور تعیین کننده ی اهدافی است که به دست یابی آنها از طریق اجرای عملیات جاری به ندرت امکان پذیر می باشد.
 
اهداف هزینه های استاندارد:
 
۱-    تهیه و تنظیم بودجه
۲-   کنترل هزینه , ایجاد انگیزه درکارکنان و سنجش کارائی آنها
۳-افزایش احتمالی کاهش هزینه ها
۴-تسهیل روشهای هزینه یابی و تسریع در ارائه گزارشات هزینه
۵-تخصیص هزینه ها به موجودی مواد , کالاهای در جریان ساخت و کالای ساخته شده
۶-تعیین مبنائی به منظور ارائه پیشنهاد جهت شرکت در مناقصه ها , انعقاد قرار داد ها و محاسبه قیمتهای فروش
در به کارگیری هزینه های استاندارد , اهداف فوق باید مورد توجه قرار گیرد .
استاندارد ها مقیاسی است که موجب می گردد به انحرافات هزینه ها توجه کافی معطوف شود استفاده از هزینه های استاندارد , ازطریق کاهش هزینه های دفتری باعث تسهیل روشهای هزینه یابی می گردد . یک سیستم کامل هزینه یابی استاندارد معمولا با استاندارد کردن عملیات تولیدی همراه است تولید باسفارشات ساخت استاندارد , تخصیص هزینه ها به موجودی مواد , کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده تسهیل می گردد .
استفاده از هزینه یابی استاندارد باعث جلو گیری از تاثیر نوسانات نرخ مواد بهای تمام شده محصولات خواهد شد . وجود استاندارد قابل اعتماد و بررسی مداوم آنها ارائه پیشنهاد در مناقصات انعقاد قرارداد ها و تعیین قیمتهای فروش را تسهیل و تسریع می کند
 
 
تعیین استاندارد ها:
 
موفقیت یک سیستم هزینه یابی استاندارد به قابلیت اطمینان , صحت و پزیرش استاندارد ها بستگی دارد . بمنظور حصول اطمینان از اینکه کلیه عوامل موثر در تعیین استاندارد ها در بنظر گرفته می شود , لازم است حداکثر سعی و توجه مبذول گردد .
غالبا استاندارد ها پس از بررسی کم و بیش هزینه ها گذشته تعیین می شود بررسی زمان و حرکت زمان لازم برای عملیات مختلف تولیدی تعیین می کند بمنظور تعیین مقادیر و انواع مواد مورد نیاز انجام بررسی های مهندسی ضروری است
استاندارد ها معمولا یک دوره شش ماه یا دوازده ماه تععین می شوند .
 
کارت هزینه استاندارد :
 
هزینه های استاندارد مواد , دستموزد مستقیم و سربار کارخانه در یک کارت هزینه استاندارد ثبت می شوند کارت هزینه استاندارد نشان دهنده اقلام هزینه برای انواع مواد , کار مستقیم و سربار کارخانه می باشند . کارت اصلی ( کنترل ) هزینه استاندارد به کارتهای دیگر که بیانگر نحوه گردآوری و محاسبه هزینه های استاندارد است . متکی می باشد .
استاندارد های هزینه مواد :
استاندارد های مربوط به هزینه مواد به شرح ذیل می باشد :
۱-    استاندارد و نرخ مواد
۲-   استاندارد مقدار (مصرف مواد )
استاندارد و انحراف نرخ مواد
تعیین و یا هزینه ها به عنوان استاندارد قالبا با مشکلاتی همراه است زیرا نرخ تحت کنترل عوامل خارجی بوده و کمتر در اختیار مدیریت واحد تجاری می باشد .
انحراف نرخ مواد زمانی به وجود که نرخ واقعی مواد از نرخ های استاندارد کمتر یا بیشرباشد .
 
استاندارد های نرخ مواد امکان :
 
۱-    بررسی عملکرد دایره خرید
۲-   اندازه گیری اثرات ناشی از افزایش و یا کاهش نرخ مواد به سود واحد تجاری را فراهیم می سازد .
 
استاندارد و مقدار مواد:
 
استاندارد مقدار یا مصرف مواد معمولا با توجه به مشخصات مواد که توسط د و دایره مهندسی ( مکانیک – الکترونیک یا شیمی ) یا توسط دایره طرح تهیه می شود .
در مواردی که محصول برای اولین با تولید می شود یا هنگامی که اطلاعات و مدارک مربوطه به عملیات گذشته نمی توانند به عنوان ملاکی قابل اعتماد برای ب÷یش بینی هزینه های آتی تلقی می شود . در تعیین استاندارد مقدار مواد باید میزان قابل قبولی از ضایعات و خرابی و آب گرفتی و تراوش تبخیر نشتی غیره مورد توجه قرار گیرد .
انحرافات مقدار مصرف مواد از طریق مقایسه مصرف واقعی مواد به نرخ استاندارد با مصرف استاندارد برای تولید واقعی از حاصل ضرب
تعداد واقعی محصولات ساخته شده ای دوره که انحرافات برای آن محاسبه می شود و مقدار مورد نیاز برای یک واحد محصول (استاندارد مقدار هر واحد)بدست میآید
مقدار واقعی محصولات ساخته شده طی دوره ای که انحرافات محاسبه می شود*مقدار مواد مورد نیاز برای تولید یک واحد محصول = انحرافات مقدار مصرف مواد
(مصرف واقعی مواد – مصرف استاندارد مواد )نرخ استاندارد =انحرافات مقدار مصرف مواد
منظور است از تعداد واقعی محصولات ساخته شده عبارت است از معادله آحاد تکمیا شده از لحاظ هزینه های مواد که مورد تجزیه تحلیل قرا ر میگیرد
 
استاندارد های هزینه دستمزد :
 
استاندارد مربوط به هزینه دستمزد به شرح زیر است :
۱-استاندارد نرخ (هزینه )دستمزد
۲-استاندارد کارایی(زمان)دستمزد
استاندارد و انحرافات نرخ (هزینه )دستمزد :
در بسیاری از واحد های تجار یاستانداردهای نخ هزینه دستمزد برای نرخهای تعیین شده از قبل طبق قوانین ومقررات مربوط به نرخ های ساعتی دستمزد انجام می گیرد یا بر اساس توفق بین کارفرما کارکنان صورت می گیرد در زمان استخدام
تعیین استاندارد های دستمزد مستلزم برر سی دقیق شرایطی است که از استاندارها در آن شرایط مورد استفاده قرا می گیرد ارائه یک قائده کلی در این موارد غیر ممکن بوده و هر وضعیتی نیاز به توجه خاص و بررسی و ملاحظه تمامی عوامل مربوط دارد .به منظور حصول اطمینان از عادلانه بودن نرخها ی پرداخت دستمزد , از روش طبقه بندی مشاغل نیز استفاده می شود . هر گونه تغییر در نرخهای دستمزد باید سریعا گزارش شده و هرگونه اختلاف بین نرخهای استاندارد واقعی دستمزد منجر به پیدایش انحرافات نرخ ( هزینه ) دستمزد می گردد.
 
استاندارد و انحرافات کارائی ( زمان ) دستمزد:
 
تعیین استاندارد های کارائی دستمزد امری تخصصی است بنابراین این استاندارد ها بر عملکرد واقعی هر یک از کارکنان یا گروهی از کارکنان که دارای مهارتهای نسبی بوده و برای اجرای عملیات دستی کوششهای نسبی بکار می برنند .
تعیین استاندارد های کارائی ( زمان ) دستمزد مستلزم بررسی دقیق عملیات تولیدی می باشد
 
استاندارد های بر عملیات تولیدی :
 
۱-               برای سر کارگران قابل فهم است
۲-              می توان توسط سر کارگران مورد استفاده قرار میگیرد زیرا آنها از زمان مجاز برای تولید محصول اطلاع دارند
۳-           ارائه هر یک از عملیات تولیدی در قالب تعداد محصولات و قطعات امکان پذیر می سازد .
 به منظور محاسبه انحرافات کارائی (زمان) دستمزد , در پایان هر دوره توافق شده جهت گزارش گری , ساعات کارکرد واقعی با ساعات استاندارد برای تولید واقعی مقایسه میشود
ساعات استاندارد برای تولید یک واحد در تعداد واقعی واحد های تولید شده طی دوره ای که انحرافات برای آن محاسبه می شود بدست خواهد آمد . منظور از تعداد واقعی واحد های تولید شده عبارتست از معادل آحاد تکمیل شده از لحاظ هزینه دستمزد که مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .
 
استاندارد های هزینه سر بار کارخانه :
 
بوجه هزینه های سربار بیانگر پیش بینی هزینه ها برای سطوح معینی از فعالیت می باشد درحالی که بودجه قابل انعطاف معرف پیش بینی هزینه ها در سطوح مختلف فعالیت است در هر صورت هدف از تهیه هر یک از بوجه های فوق کنترل هزینه های سربار متغیر می باشد به هر حال , به منظور هزینه یابی سفارشات یا محصولات , تعین یک نرخ سربار عادی بر اساس کل هزینه های سربار کارخانه در سطح ظرفیت عادی ضروری است . کل هزینه های سربار شامل هزینه های سربار ثابت و متغیر می باشد .
هزینه های ثابت تا سطح معینی از تولید ثابت می ماند در حالی که هزینه های متغیر برای هر واحد تغییر می کند .
افزایش تولید موجب کاهش هزینه های ثابت سربار هرواحد خواهد شد .
از طرف دیگر هزینه های متغیر متناسب با تغییر در میزان تولید تغییر می کند .
این ویژگی تغییرات هزینه های سربار از طریق انتخاب سطحی معینی از تولید به عنوان مبنائی برای منظور کردن هزینه های جذب سربار به سفارشات ومحصولات صورت میگیرد .
 
نرخ استاندارد سربار موجب منظور نمودن :
 
۱-   هزینه های متغیر
۲- هزینه های ثابت به هر واحد محصول می گردد
هزینه های متغیر را می توان در هر سطح از تولید توسط سر کارگر و به کمک بودجه قابل انعطاف اندازه گیری و کنترل نمود .
هزینه های سربار متغیر در بوجه قابل انعطاف با هزینه های سربار متغیر جذب شده مطابقت داشته و انحرافات سربار متغیراز مقایسه هزینه سربار متغیر واقعی با هزینه سربار متغیر مندرج در بودجه                           قابل انعطاف (جذب شده ) حاصل می شود .
 
هزینه های سربار ثابت :
 
زمانی به طور کامل جذب میشود که عملیات در سطح از تولید که نرخ سربار بر اساس آن سطح تعیین شده است انجام می گیرد . درصورت دست یابی به این سطح ارقام هزینه سربار ثابت جذب شده و یکسان خواهد شد . ولی دست یابی به این سطح خیلی کم است و میان سربار ثابت جذب شده و بودجه اختلاف وجود دارد که تجزیه و تحلیل در این اختلاف انحرافات سربار ثابت را مشخص می کند     . این انحرافات به مدیران این اجازه را می دهد که موفقیت خود را در زمینه کنترل هزینه سربار بسنجد .
 
نرخ استاندارد سربار کارخانه :
نرخ ا زپیش تعیین شده ا یاست که برای محاسبه
ان و همچنین برای جذب هزینه های سربار کارخانه ساعات کار مستقیم به عنوان مبنا مورد استفاده قرار می گیرد.
 
انحرافات کل (خالص) سربارخانه:
از فرمول زیر بدست می آید:
هزینه سربار استاندارد قابل منظور (قابل جذب)به حساب سفارشات یا مراحل = نرخ استاندارد سربار کارخانه × ساعات استاندارد برای تولید واقعی که در اینجا ساعات استاندارد برای تولید واقعی از جذب ساعت مورد نیاز برای تولید یک واحد در تعداد واقعی محصولات تولید شده طی دوره حاصل می شود
 و تعداد محصولات تولید شده عبارت است از معادل آحاد تکمیل شده از لحاظ هزینه سربار کارخانه که مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.که هر ماه نرخ استاندارد سربار با سربار واقعی مقایسه شده و انحرافات کل(خالص) سربار خانه بدست می آید.
تجزیه و تحلیل انحرافات کل (خالص) سربار کارخانه را می توان از طریق روش های زیر انجام داد :
۱- روش۲ انحرافی                        ۲- روش۳ انحرافی                      ۳- روش ۴ انحرافی
روش دو انحرافی:
در این روش انحرافات سربار به (۱)انحراف قابل کنترل و(۲)انحراف حجم تفکیک می گردد. انحراف قابل کنترل ناشی از تفاوت بین بودجه مجاز سربار به کالای در جریان ساخت یا سفارشات و بودجه مجاز سربار بر مبنای ساعات استاندارد می باشد.
روش سه انحرافی:
در این روش انحرافات سربار به (۱)انحراف هزینه (بودجه)،(۲)انحراف ظرفیت بلااستفاده و (۳)انحراف کارائی تفکیک می گردد.
۱- انحراف هزینه (بودجه): بیانگر تفاوت بین بودجه مجاز سربار بر مبنای ساعات کارکرد واقعی و سربار واقعی کارخانه می باشد.
۲- انحراف ظرفیت بلااستفاده:
بیانگر تفاوت بین بودجه مجاز به مبنای ساعات کارکرد واقعی و حاصل ضرب ساعات کارکرد واقعی در نرخ استاندارد سربار می باشد.
۳- انحراف کارائی:
بیانگر تفاوت بین حاصل ضرب ساعات واقعی در نرخ استاندارد سربار و ساعات استاندارد برای تولید واقعی در نرخ استاندارد سربار می باشد.
انحراف کارائی سربار شامل انحراف کارائی هزینه های سربار متغیر و ثابت توده و علت ایجاد آن
ناشی از تفاوت بین ساعات کارکرد واقعی با ساعات استاندارد برای تولید واقعی است.
روش چهار انحرافی:
در این روش انحرافات سربار به (۱)انحراف هزینه (بودجه) ،(۲)انحراف کارائی سربار متغیر، (۳) انحراف کارائی سربار ثابت و(۴) انحراف ظرفیت بلااستفاده تفکیک می شود.
 ۱- انحراف هزینه: این انحراف همانند انحراف هزینه در روش سه انحرافی می باشد.
 ۲- انحراف کارائی سربار متغیر: این انحراف بیانگر اختلاف بین ساعات کار واقعی و ساعت استاندارد برای تولید واقعی است که این اختلاف در نرخ استاندارد سربار متغیر ضرب شده و حاصل همان انحراف کارائی سربار متغیر است.
۳- انحراف کارائی سربار ثابت: بیانگر آن است که تا به اندازه سر کارگر از ظرفیت موجود به نحوه موثر (یا غیر موثر) استفاده نموده است.
۴- انحراف ظرفیت بلااستفاده: که بیان گر ظرفیت استفاده نشده کارخانه می باشد به عبارت دیگر انحراف مزبور ناشی از اختلاف بین ظرفیت بودجه شده (عادی)و ظرفیت استفاده شده(ساعات واقعی) است.
انحراف ترکیب و بازده :
اساس تعیین هزینه استاندارد یک محصول مستلزم تعین استانداردهای نرخ و مقدار می باشد. در برخی از صنایع مخصوصا ًً صنایعی که تولید مرحله ای دارند ترکیب و بازده مواد نقش مهمی در محاسبه بهای تمام شده محصول نهایی دارد.معمولاً استانداردهای معین برای مشخصات مواد در درجات مختلف و کیفیت مواد و انواع مواد خام اضافی تعیین می گردد که این استانداردها باعث می شود با مقایسه نرخ مواد جذب شده و استاندارد آن با هم گزارشی به مدیران می دهدکه با استفاده از آن مدیران از طریق آن می توانند دلین کاهش بازدهی تولید وارزیابی آن در جهت یه طرف کردن این گونه نقاط ضعف یاری می دهد.
انحراف ترکیب مواد:
پس ازتعیین استاندارد مشخصات محصول ، انحرافی که معرف اختلاف بین هزینه است استاندارد مواد با توجه به فرمول استاندارد ساخت محصول وهزینه استاندارد مواد برای تولید واقعی باشد را می توان محاسبه نمود.انحراف ترکیب مواد در واقع از ترکیب اساسی به نسبتی متفاوت با نسبت های استاندارد مشخصات مواد ناشی می شود.
انحراف بازده مواد:
بازده را می توان بعنوان مقدار محصول اولیه تولید شده از مقدار معین مواد مصرف شده تعریف کرد. انحراف بازده ناشی از تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار بر اساس مواد واقعی مصرف شده درتولید می باشد.
استفاده مدیریت از تجزیه و تحلیل انحرافات:
هزینه های تولید اکثرمتاثرازعوامل داخل واحد تجاری می باشند که مدیریت تا حد زیادی می تواند کنترل های لازم را نسبت به آنها اعمال نماید.مدیریت واحد تجاری با استفاده از استانداردها می تواند نسبت به میزان تاثیر کوششهای انجام شده در رابطه با تولید و هم چنین عملکرد سرپرستان فواید آگاهیهای لازم را کسب نماید.
انحرافات سر بار کارخانه شامل انحرافات هزینه ، قابل کنترل ، ظرفیت بلا استفاده وحجم کارائی. بیانگر موفقیت یا عدم موفقیت در اعمال کنترل نسبت به هزینه های سربار متغیر و ثابت می باشد. با محاسبه انحرافات عملیات خاتمه نمی یابد بلکه این محاسبات آغازی برای انجام تجزیه و تحلیل وبررسی های بیشتر خواهد بود.
در برخی موارد انحرافات ایجاد شده می تواند بعنوان ضابطه ای جهت سنجش میزان مطلوبیت یک استاندارد مدنظر قرارگیرد و هم چنین این اجازه را به مدیریت بدهد تا کوشش های خود را جهت داده تجدید نظرهای لازم را بر اساس ضوابطی معتدل انجام دهد.اقدام جهت حذف علل انحرافات نامطلوب و فراهم نمودن زمینه لازم جهت اجرای عملیات بنحو مطلوب ، در چارچوب وظایف و اختیارات مدیریت قرار دارد ولی کارکنان سرپرستی و عملیاتی در رابطه با واقعیتهائی که انجام اقدامات اصلاحی را جهت کنترل هزینه ها فراهم می کند.سیستم اطلاعاتی حسابداری متکی می باشند.
روش های ثبت انحرافات در هزینه یابی استاندارد

جهت ثبت انحرافات ۳ روش وجود دارد:

۱- روش یگانه

۲- روش ناقص

۳- روش مختلط

در کلیه روش ها حساب های موجودی کالای ساخته شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته همواره به بهای تمام شده استاندارد نگهداری می شود.

روش یگانه:
در این روش حساب کالای در جزیان ساخت به نرخ ها و مقادیر استاندارد ثبت می گردد، لذا کلیه انحرافات اعم از نرخ و صرف (کارایی) به هنگام ارسال عوامل تولید به خط تولید محاسبه می گردد.

روش ناقص:
در این روش حساب کالای در جریان ساخت با نرخ ها و مقادیر واقعی بدهکار می شوند، لذا هنگام ارسال عوامل تولید به خط تولید هیچ گونه انحرافی شناسایی نمی گردد و کلیه انحرافات به هنگام تکمیل محصولات و ارسال به انبار محصول شناسایی و ثبت می گردد.

روش مختلط:
در این روش حساب کالای در جریان ساخت با نرخ های استاندارد ولی مقادیر واقعی ثبت می گردد و بنابراین به هنگام ارسال عوامل تولید فقط انحرافات نرخ شناسایی و ثبت می گردد و انحرافات مصرف و کارایی به هنگام تکمیل محصولات محاسبه و ثبت خواهد شد.

چند نکته مهم و کنکوری:

۱- از لحاظ تئوریک روش یگانه به دلیل محاسبه و ثبت انحرافات در زودترین زمان ممکن، بهترین روش است و روش ناقص ضعیف ترین روش؛ اما در عمل امکان اجرای روش یگانه وجود نداشته و به جای آن از روش مختلط استفاده می کنیم.

۲- منظور از انحراف نرخ سربار مجموع انحرافات هزینه و ظرفیت است.

۳- انحراف مساعد ماهیت بستانکار و انحراف نامساعد ماهیت بدهکار دارد.

۴- در پایان هر دوره مالی بر اساس استانداردهای حسابداری با هدف گزارشگری برون سازمانی باید اطلاعات واقعی گزارش شوند، در حالی که بر اساس سه روش فوق مانده حساب ها با ارقام استاندارد ثبت شده اند؛ جهت تبدیل مانده های استاندارد به واقعی باید حساب انحرافات بسته شوند.

در صورتی که مجموع انحرافات کم اهمیت باشد، کلاً به حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته بسته خواهند شد؛ و در صورتی که با اهمیت باشند بین حساب های کالای در جریان ساخت، موجودی کالای ساخته شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته سرشکن خواهند گردید.

اما باید به این امر توجه شود که در روش ناقص سهمی از انحرافات به کالای در جریان ساخت نمی رسد، چرا که کالای در جریان ساخت با نرخ ها و مقادیر واقعی ثبت شده اند؛ همچنین در روش مختلط به هنگام بستن انحرافات، انحرافات نرخ بین سه حساب مذکور و انحراف مصرف (کارایی) فقط بین حساب کالای تکمیل شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته سرشکن خواهد شد.


اگرمطالب سایت برایتان مفید بود لطفا با کلیک بر رو مثبت 1 در سمت چپ سایت به ما امتیاز دهید

مطالب مرتبط با این موضوع :

یک دیدگاه

  1. پيمان گفت:

    باسلام و سپاس از اطلاعات مفیدتون
    لطفا در صورت امکان اسم منبعی رو که در باره هزینه های استاندارد استفاده کردین رو ارسال کنین و اگه منابعی که بتونیم اطلاعاتی تو همین زمینه بدست بیاریم هم محبتا ارسال کنین.بی نهایت سپاسگزارم

دیدگاهی بگذارید


*****تبلیغات*****

ما را دنبال كنيد
خوراک سایت

  • آرشیو ماهانه

  • لینک دوستان

  • محبوب ترين نوشته ها

  • برچسبها